تبليغاتX
تشدید و نقطه - ماه حلال

تو بر شب شعله می پاشی

تو ای ماه حلال انگیز

به این کانون وهم انگیز

به دار من بپاش امشب

بیا تا من نکن پرهیز

به دنبال چه می گردی

به پندار چه می آیی

حلال از تو

طناب از من

ببین

     پایانه ام دیگر

ببین

    ویرانه ام بی شک

 

ندارم هیچ افسوس

رسوب بست ست گفتارم

ورم کردست افکارم

چرا با من نمیسازی

تو از روزم چه می دانی

تو از فردای بی مصرف

تماما" عشق

               از کف رفتست

تو کز کردی چه می دانی

در هر روز ملال انگیز

صدای عابران خسته ست

همان پندار و کردار و گفتار

به خواب مرگ افسردست

نمی خواهم که آهن شم

نمی خواهم که بی من شم

بیا با من

           بیا تا من

حلال از تو

              طناب از من........./

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 23:42 توسط حمید.د.| |